مرتضى مطهرى

32

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

پرداخت ، اين طبقه را بهترين پايگاه براى مبارزه با استبداد و استعمار تشخيص داد . از مضمون و محتواى نامه‌هايى كه سيد به علماى شيعه ، خصوصاً نامه‌اش به زعيم بزرگ مرحوم حاج ميرزا حسن شيرازى ( اعلى اللَّه مقامه ) و نامهء ديگرش كه صورت بخشنامه دارد به سران علماى معروف و برجستهء شيعه در عتبات و در تهران و مشهد و اصفهان و تبريز و شيراز و غيره نوشته است ، اين مدعا كاملًا پيداست . سيد جمال تشخيص داده بود كه در روحانيت شيعه اگر احياناً افرادى رابطهء نزديك با مستبدان زمان خود داشته‌اند ، وابستگى خود را با روحانيت و مردم و دين حفظ كرده‌اند و از آن اصل كه در فقه مطرح است يعنى « استفاده از پايگاه دشمن به سود مردم » پيروى كرده‌اند ، و اگر احياناً افرادى هم بوده‌اند - كه البته بوده‌اند - كه واقعاً وابسته بوده‌اند ، جنبهء استثنايى داشته‌اند و لهذا مردم شيعه پيوند محكم خود را با روحانيت شيعه در طول تاريخ نگسسته‌اند « 1 » . روش سيد جمال در قبال روحانيت شيعه ، تأثير فراوانى داشت هم در جنبش تنباكو كه منحصراً وسيلهء علما صورت گرفت و مشتى آهنين بود بر دهان استبداد داخلى و استعمار خارجى ، و هم در نهضت مشروطيت ايران كه به رهبرى و تأييد علما صورت گرفت . در تاريخ سيد جمال به عنوان يك شخصيت مسلمان انقلابى آگاه هرگز ديده نشده است كه روحانيت شيعه را بكوبد يا تضعيف نمايد ، با آنكه شخصاً در اثر برخى ناآگاهيها صدمات و آزارهايى هم ديده است . آقاى محيط طباطبايى مىنويسند : سيد در سفر اول خود به اروپا كه « عروة الوثقى » را انتشار مىداد ، متوجه اهميت نفوذ روحانيان براى انجام اصلاحات شده بود و در نامه‌اى كه همان اوان در اروپا به يكى از ايرانيان مقيم مصر ( كه او هم براى نجات از دست مأمورين ايران ، خود را « داغستانى » ناميده بود ) نوشته است ، صريحاً مىگويد كه علماى ايران در انجام وظايف خود كوتاهى نكرده‌اند و اين مأمورين دولت ايران بوده‌اند كه همواره اسباب زحمت و درماندگى و

--> ( 1 ) . رجوع شود به كتاب نقش روحانيت پيشرو در جنبش مشروطيت ايران ، تأليف حامد الگار ، ترجمهء ابوالقاسم سرى .